مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

735

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - فرزند پيغمبر خود را در دهم محرم شهيد خواهند كرد ودشمنان خدا اين روز را روز بركت خواهند دانست . اين امرى است كه البتة واقع خواهد شد ودر علم الهى گذشته است . اين را به من خبر داده است مولاي من أمير المؤمنين عليه السّلام ومرا خبر داد كه بر آن حضرت خواهند گريست همه‌چيز حتى وحشيان صحرا وماهيان دريا ومرغان هوا ، وبر أو خواهند گريست آفتاب وماه ، وستارگان آسمان وزمين ، ومؤمنان انس وجن ، وجميع ملائكهء آسمانها وزمينها ، ورضوان خازن بهشت ، ومالك خازن جهنم ، وحاملان عرش الهى ، وآسمان خون وخاكستر خواهد باريد . » پس گفت : « واجب شده است لعنت خدا بر قاتلان حسين چنانچه واجب شده است بر آنها كه با خدا ، خداى ديگر قرار دادند ؛ چنانچه واجب شده است بر يهودان وترسايان وگبران . » جبله گفت : گفتم : « اى ميثم ! چگونه ايشان روزى را كه چنين بزرگوارى در آن كشته شده است ، روز بركت مىشمارند ؟ پس ميثم گريست وگفت : « در اين باب ، حديثي وضع كرده‌اند كه در اين روز حق تعالى توبهء آدم را قبول كرد ، ودروغ مىگويند بلكه توبهء آدم در ماه ذي حجه قبول شد . روايت مىكنند كه در اين روز ، توبهء داوود قبول شد وچنين نيست . آن نيز در ماه ذي حجه شد . روايت مىكنند كه در اين روز ، يونس از شكم ما هي بيرون آمد ، وآن نيز در ماه ذي حجه شد . روايت مىكنند كه در اين روز ، كشتى نوح بر جودي قرار يافت ، وآن در هيجدهم ماه ذي حجه شد . روايت مىكنند كه در اين روز حق تعالى دريا را براي بني إسرائيل شكافت وآن در ماه ربيع الأول بود . » پس ميثم گفت : « اى جبله ! بدان كه حسين بن علي سيد شهيدان است در روز قيامت ، وأصحاب أو را بر ساير شهيدان فضيلت هست . اى جبله چون نظر كنى به سوى آفتاب كه سرخ شده باشد مانند خون تازه ، بدان كه سيّد شهدا حسين شهيد شده است . » جبله گفت : « من روزى بيرون آمدم وشعاع آفتاب را ديدم كه بر ديوارها تابيده بود ، سرخ مانند جامه‌هاى بسيار رنگين ، پس فرياد زدم وگريستم وگفتم : به خدا سوگند كه سيد ما حسين شهيد شده است . » ابن قولويه روايت كرده است از مردى از أهل بيت المقدس كه گفت : « به خدا سوگند كه ما أهل بيت المقدس ونواحي آن در پسين روزى كه حسين بن علي شهيد شد ، دانستيم كه آن حضرت شهيد شده است . » راوي پرسيد : « چگونه دانستيد ؟ » گفت : « هيچ سنگ وكلوخى را برنداشتيم ، مگر آن‌كه در زير آن خون تازه مىجوشيد وديوارها مانند خون سرخ شده وسه روز خون تازه از آسمان باريد ودر ميان شب شنيديم صداى منادى را كه ندا مىكرد به شعري چند كه مضمون آنها اين بود : آيا اميد دارند أمتي كه كشتند حسين را شفاعت جد أو را در روز حساب ؟ ! معاذ اللّه نخواهند يافت شفاعت سيد مختار وحيدر كرار را ، كشتيد بهترين سواران معركهء شجاعت را وبهترين جوانان وپيران هر جماعت را . سه روز آفتاب تيره وگرفته بيرون مىآمد وستاره‌ها در روز پيدا -